معنی گرگساران
6 بازدید
[ گُ ] (اِخ) قریه ای از بلخ و عرب آن را جرجسار تعریب کرده اند: بتوران زمین اندر آرم سپاه کنم کشور گرگساران تباه.دقیقی. سوی کشور گرگساران رسید به فرمان یزدان مر او را بدید.فردوسی. چون سام به گرگساران بازرفت، افراسیاب روی به زمین ایران نهاد. (مجمل التواریخ والقصص ص ۴۴).
کلمات همقافیه با «گرگساران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر