معنی گرگسار
6 بازدید
[ گُ ] (ص مرکب) گرگ مانند. (آنندراج): ز گرگ آنچنان کم گریزد گله کز آن گرگ ساران سگ مشغله.نظامی.[ گُ ] (اِخ) نام پهلوانی ترکستانی بتقلید صاحبان فرهنگ و برهان در کاف عربی مرقوم شده و به تحقیق کاف عجمی است. (آنندراج). نام سپاه سالار ارجاسب که اسفندیار او را به کمند گرفت : یکی ترک بد نام او گرگسار ز لشکر بیامد بر شهریار.فردوسی. یکی ترک بد نام او گرگسار گذشته برو بر بسی روزگار.فردوسی. رجوع شود به مزدیسنا تألیف دکتر معین ص ۳۴۹ و ۳۶۲ و یشتها تألیف پورداود جلد ۲ ص ۲۷۸.
کلمات همقافیه با «گرگسار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سار» برای سرودن شعر