معنی گرگبند کردن
7 بازدید
[ گُ بَ کَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از زبون و خفیف و اسیر کردن باشد. (برهان) (آنندراج). از ترس از جای خود نجنبیدن. (فرهنگ نظام) (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین): از این گربه گون خاک تا چند چند بشیری توان کردنش گرگ بند.نظامی.
کلمات همقافیه با «گرگبند کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر