معنی گرگبند
6 بازدید
[ گُ بَ ] (ص مرکب) کنایه از گرفتار و اسیر. (برهان): گرگ را گرگ بند باید کرد رقص روباه چند باید کرد.نظامی. کین سگ بسته مستمند چراست شیرخانه است گرگ بند چراست.نظامی. || اسیر و زبون و خفیف باشد. (برهان). رجوع به گرگ بندی شود. || (حامص مرکب) در هفت پیکر نظامی چ وحید ص ۳۲۱ بمعنی دوختن دهن و بستن دست و پای آمده. رجوع به گنجینهٔ گنجوی ص ۳۳۴ شود.
کلمات همقافیه با «گرگبند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر