معنی گرو خواستن
6 بازدید
[ گِ رَ / رُو خوا / خا تَ ] (مص مرکب) شیئی را به رهن قبول کردن. استرهان. (تاج المصادر بیهقی): چون بکاری جو، نروید غیر جو قرض تو کردی، ز که خواهی گرو؟مولوی.
کلمات همقافیه با «گرو خواستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر