معنی گروی زره
8 بازدید
[ گُ یِ زِ رِهْ ] (اِخ) نام یکی از خویشان افراسیاب است که در کشتن سیاوش مکرها کرد و وسیله ها انگیخت : سیاوش ز گفت گروی زره برو پر ز چین کرد و رخ پرگره.فردوسی. نیوشنده بودند و لب با گره بپاسخ بیامد گروی زره.فردوسی. گروی زره را گره تا گره بفرمود تا برکشیدند زه.فردوسی. رجوع به فهرست ولف و گروی شود.
کلمات همقافیه با «گروی زره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر