معنی گروگو
8 بازدید
[ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان القورات بخش حومهٔ شهرستان بیرجند، واقع در ۳۶ هزارگزی شمال بیرجند. هوای آن معتدل و دارای ۱۵ تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات، شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «گروگو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گو» برای سرودن شعر