معنی گروگان فرستادن
6 بازدید
[ گِ رَ / رُو فِ رِ دَ ] (مص مرکب) چیزی را به رهن برای کسی فرستادن : چو هر سه بدین نامدار انجمن فرستی گروگان بنزدیک من.فردوسی. وز آن پس که آن کرده باشیم نیز گروگان فرستیم و هر گونه چیز.فردوسی. رجوع به گرو شود.
کلمات همقافیه با «گروگان فرستادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر