معنی گروک
12 بازدید
[ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سیریک بخش میناب شهرستان بندرعباس، واقع در ۶۰۰۰۰گزی جنوب میناب و ۴۰۰۰گزی خاور راه مالرو جاسک به میناب. هوای آن گرم، دارای ۱۰۰۰ تن سکنه است. آب آنجا از چاه تأمین میشود. محصول آن خرما و شغل اهالی زراعت است. صنایع دستی آنان پارچه بافی و راه آن مالرو است. مزارع پوشگاه، شاالدینی، تومان احمد و بنه گازان جزء این ده است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).[ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان انگهران بخش کهنوج شهرستان جیرفت، واقع در ۱۵۰۰۰۰گزی جنوب کهنوج و سر راه مالرو انگهران به میناب. هوای آن گرم، دارای ۲۰۰ تن سکنه است. آب آنجا از رودخانه تأمین میشود. محصول آن خرما و شغل اهالی زراعت است. راه آن مالرو و مزرعه آبشور نورگان، گاوخورشید جزء این ده است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).[ گِ ] (اِخ) دهی است از دهستان حرجند بخش مرکزی شهرستان کرمان، واقع در ۶۰۰۰گزی باختر راه فرعی کرمان به راور. هوای آن سرد، دارای ۸۵ تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود محصول آن غلات و حبوبات، تریاک و شغل اهالی زراعت است و راه فرعی دارد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).[ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان اسگل آباد بخش خاش شهرستان زاهدان، واقع در ۳۵۰۰۰گزی شمال خاش به زاهدان. هوای آن گرم و دارای ۸۰ تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول آنجا غلات و لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری است راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «گروک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وک» برای سرودن شعر