معنی گرمی کردن
9 بازدید
[ گَ کَ دَ ] (مص مرکب) محبت ورزیدن. مهر و علاقه از خود نشان دادن : میر با تو ز خوی نیک به دل گرمی کرد گرچه در سرما با میر نرفتی بسفر.فرخی. وگر با همه خلق نرمی کند تو بیچاره ای با تو گرمی کند. سعدی (بوستان). رجوع به گرمی نمودن شود. || خشمگین شدن. (مجموعهٔ مترادفات ص ۱۴۲). خشم نمودن.
کلمات همقافیه با «گرمی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر