معنی گرمگه
7 بازدید
[ گَ گَ هْ ] (اِ مرکب) مخفف گرمگاه : چرخ از سموم گرمگه، زاده وبا هر چاشتگه دفع وبا را جام شه یاقوت کردار آمده. خاقانی (چ سجادی ص ۲۹۱). بس زار که بگذاشتیم روز چون گرمگهش بود بامداد. مسعودسعد (دیوان چ رشید یاسمی ص ۹۹). رجوع به گرمگاه شود.
کلمات همقافیه با «گرمگه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گه» برای سرودن شعر