معنی گرمکین
7 بازدید
[ گَ ] (ص مرکب) کنایه از دشمن قوی. (آنندراج). آنکه کینه اش قوی بود: سردنفس بود سگ گرم کین روبه از آن دوخت مگر پوستین.نظامی. شکایت کرد پیش هم نشینان که بد باشد جفای گرم کینان. امیرخسرو (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «گرمکین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر