معنی گرمند
6 بازدید
[ گَ مَ ] (اِ) عجله. (شعوری ج ۲ ص ۲۹۴). || جلد و شتاب. (ناظم الاطباء). || (ص) عجول. (شعوری ج ۲ ص ۲۹۴). چالاک و تند. (ناظم الاطباء): مکن بر وعده از وصل تو مغبون نمی بینی چه گرمند است گردون. استاد لطیفی (از شعوری). || آماده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «گرمند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مند» برای سرودن شعر