معنی گرمعهدی
7 بازدید
[ گَ عَ ] (حامص مرکب) در عهد استوار بودن. در محبت پایدار بودن : به هندوستان خواجه [ احمد حسن ] را به زندان خدمتها کرده بود [ بونصر بستی ] و گرم عهدی نموده در محنتش. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۵۳).
کلمات همقافیه با «گرمعهدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر