معنی گرماوهبان
5 بازدید
[ گَ وَ / وِ ] (ص مرکب، اِ مرکب) گرمابه وان. حمامی : در مواضی ایام و سوالف دهور و اعوام در شهر قنوج گرماوه بانی بود معروف و مذکور به آلت و ثروت. (سندبادنامه ص ۱۷۳). گرماوه بان متفحّص وار از شکاف در نظاره میکرد. (سندبادنامه ص ۱۷۸).
کلمات همقافیه با «گرماوهبان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر