معنی گرمازدگی
7 بازدید
[ گَ زَ دَ / دِ ] (حامص مرکب) گرمائی شدن. بیمار شدن بر اثر حرارت بسیار. رجوع به گرمائی شدن شود: و باز استاد ما گفتی خمار بنشاند و گرمازدگی را نیک بود [ یعنی فقاع و شلماب ] و دیگر نفعتی نیست از او. (هدایةالمتعلمین ربیع بن احمدالاخوینی).
کلمات همقافیه با «گرمازدگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر