معنی گرمازده
6 بازدید
[ گَ زَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) آنکه گرما و حرارت سخت در وی اثر کرده باشد. (ناظم الاطباء): مدعص؛ گرمازده. (منتهی الارب): یعنی محروران بحران یرقان ظلم و گرمازدگان جور و تشنگان تموز بیمرادی در سایهٔ رأفت و ساحهٔ معدلت او قرار گیرند. (سندبادنامه ص ۶).
کلمات همقافیه با «گرمازده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر