معنی گرفته شدن
5 بازدید
[ گِ رِ تَ / تِ شُ دَ ] (مص مرکب) اسیر شدن : بجنگ ار گرفته شود نوش زاد بدو زین سخنها مکن هیچ یاد.فردوسی. - گرفته شدن آواز؛ غلیظ شدن آواز، نیکو برنیامدن صدا: آواز او [ خداوند علت جذام ] درشت و گرفته شود. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «گرفته شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر