معنی گرزیدن
6 بازدید
[ گُ رَ دَ ] (مص) بضم اول و فتح ثانی بر وزن سنجیدن (؟) بمعنی گرزدن باشد که چاره و علاج کردن است. (برهان) (آنندراج). کلمهٔ مورد بحث مصحف «گزریدن» (گزردن) است. رجوع به گرزدن و گرزیدن در حاشیهٔ برهان چ معین شود. || یاری و معاونت نمودن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «گرزیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر