معنی گرزمان
6 بازدید
[ گَ رَ / گَ زَ ] (اِ) آسمان را گویند. (برهان). شعرا گویند آسمان است. (لغت فرس اسدی): مه و خورشید با برجیس و بهرام زحل با تیر و زهره بر گرزمان همه حکمی بفرمان تو رانند که ایزد مر ترا داده ست فرمان. دقیقی (از فرهنگ اسدی). تا بود خورشید و مه بر گرزمان تا بود در کان عقیق و بهرمان پیش تیغ خسرو آفاق باد کوه خارا با مثال بهرمان. شمس فخری (از جهانگیری). || عرش اعظم را نیز گفته اند که فلک الافلاک باشد. (برهان) (جهانگیری). کلمهٔ پارسی (مستعمل زرتشتیان)، فارسی گرزمان (آسمان). این کلمه در اوستا گرودمانا و گرونمانه ، پازند گروثمان،سغدی غردمن ، پارتی گردمان ، اوراق مانوی به پارسی میانه گراسمان . و کلمهٔ پارسی -فارسی گرزمان تلفظ متأخر و کلمهٔ مغلوط است به معنی آسمان علیین، عرش خدا یا به معنی وسیعتر، آسمان، بهشت. رجوع به حاشیهٔ برهان قاطع چ معین شود.
کلمات همقافیه با «گرزمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر