معنی گرد کار گشتن
6 بازدید
[ گِ دِ گَ تَ ] (مص مرکب) مباشر کاری شدن. (آنندراج). مرتکب گشتن : شبی گرد آمیغ خوبان مگرد که تن را کنند سست و رخسار زرد. ؟ (انجمن آرای ناصری).
کلمات همقافیه با «گرد کار گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر