معنی گرد چیزی گشتن
5 بازدید
[ گِ دِ گَ تَ ] (مص مرکب) گرد چیزی گردیدن. طوف. تطویف : گفتم اگر خشم تو از نرد نیست بوسه بده گرد بهانه مگرد.فرخی. و چنین اتفاق نادر افتد و بر نادر حکم نتوان کرد، زنهار تا بدین طمع گرد ولع نگردی. (گلستان). و رجوع به گرد چیزی گردیدن شود.
کلمات همقافیه با «گرد چیزی گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر