معنی گرد چیزی گردیدن
3 بازدید
[ گِ دِ گَ دی دَ ] (مص مرکب) دور چیزی گشتن. تطویف. طوف. عَکف. (منتهی الارب): گرد گرداب مگرد ای بت نامخته شنا که شوی غرقه چو ناگاهی ناغوش خوری. لبیبی. و رجوع به گرد چیزی گشتن شود.
کلمات همقافیه با «گرد چیزی گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر