معنی گردگردی
5 بازدید
[ گِ گَ ] (حامص مرکب) عمل گِرد گردیدن. دَوَران. گردش مستدیر. رجوع به گردیدن شود.
کلمات همقافیه با «گردگردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر