معنی گردپای نشستن
6 بازدید
[ گِ نِ شَ تَ ] (مص مرکب) چهارزانو نشستن. مربع نشستن. احتباک. (منتهی الارب): بنشست گردپای و حریفان فرونشاند پیش کنیزکان و غلامان بر قطار.سوزنی.
کلمات همقافیه با «گردپای نشستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر