معنی گردونشکاف
6 بازدید
[ گَ شِ ] (نف مرکب) چیزی که گردون را بشکافد، و این ادعاست. (آنندراج). || بانگ شیپوری که گردون را بشکافد. (ناظم الاطباء): ز غریدن کوس گردون شکاف زمین را درافکند پیچش به ناف. نظامی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «گردونشکاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر