معنی گردونشتاب
6 بازدید
[ گَ شِ ] (ص مرکب) کنایه از تندرو. سریع السیر: من آن بادرفتار گردون شتاب ز بهر شما دوش کردم کباب. سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «گردونشتاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر