معنی گردونشناس
5 بازدید
[ گَ شِ ] (نف مرکب) منجم. ستاره شناس. آگاه به امور آسمان و کاینات و جو: همیدون دور گردون زین قیاس است شناسد هرکه او گردون شناس است.نظامی.
کلمات همقافیه با «گردونشناس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر