معنی گردونسرشت
6 بازدید
[ گَ سِ رِ ] (ص مرکب) کنایه از مردم صاحب عجب و تکبر و با وقار و تمکین. (برهان) (آنندراج). متوقر. (انجمن آرا). || کاهل. (برهان) (آنندراج) (انجمن آرا). || ناموافق. (برهان) (آنندراج). || خون ریز. (انجمن آرا). || دون نواز. (انجمن آرا) (فرهنگ رشیدی).
کلمات همقافیه با «گردونسرشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر