معنی گردونسای
5 بازدید
[ گَ ] (نف مرکب) سایندهٔ بر فلک. (ناظم الاطباء): جلوه گاه طایر اقبال باشد هر کجا سایه اندازد همای چتر گردون سای تو. حافظ.
کلمات همقافیه با «گردونسای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر