معنی گردنگ
5 بازدید
[ گَ دَ ] (ص) دیوث. (برهان) (جهانگیری) (آنندراج): غفلت اندر طاعت سلطان حق گردنکشی است گردن گردنگ آن را تیغ باید یا طناب. سوزنی. || ابله. (آنندراج). احمق. (برهان). || بی اندام. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «گردنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر