معنی گردمه
6 بازدید
[ گِ مَ هْ ] (اِ مرکب) مخفف گردماه. گردماه. ماه تمام. بدر: با رخی رخشان چون گردمهی بر فلکی بر سماوات عُلی برشده زیشان لهبی. منوچهری. رجوع به گردماه شود.
کلمات همقافیه با «گردمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر