معنی گردفناخسرو
5 بازدید
[ گَ فَ نْ نا خُ رَ / رُو ] (اِخ) عضدالدوله بیرون شهر [ شیراز ] جایی ساخت و آن را گردفناخسرو نام نهاد و بازاری نیکو در میان ایشان بساخت، چنانکه ارتفاع آن از طیارات و غیر آن شانزده هزار دینار بوده به دیوان عضدی میرسید و پس چنان خراب شد که این گردفناخسرو اکنون مزرعتی است که عبرت آن دویست وپنجاه دینار است و موجود دخلش همانا صدوبیست دینار بیشتر نباشد. (فارسنامهٔ ابن البلخی چ سیدجلال الدین تهرانی ص ۱۰۸).
کلمات همقافیه با «گردفناخسرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر