معنی گردش رفتن
5 بازدید
[ گَ دِ رَ تَ ] (مص مرکب) به سیر و تنزه به صحرا شدن. بیرون شدن از مکان به باغ و بستان یا دیگر جا برای تفریح و تفرج.
کلمات همقافیه با «گردش رفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر