معنی گردشگاه
5 بازدید
[ گَ دِ ] (اِ مرکب) جای گردش. محل گردش : کجا پرگار گردش ساز گردد به گردشگاه اول بازگردد.نظامی. فلک را کرده گردان بر سر خاک زمین را جای گردشگاه افلاک.نظامی. رجوع به گاه شود. || تماشاگاه. تفرج گاه. جائی که برای تفریح بدانجا شوند چون باغ، بستان و غیره.
کلمات همقافیه با «گردشگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر