معنی گردشنده
5 بازدید
[ گِ شَ دَ / دِ ] (اِ) حشرات الارض را گویند، یعنی جانورانی که در زیر زمین خانه سازند. (برهان) (آنندراج). قسمی از حیوانات فقری خون سرد، مانند: مار، سوسمار، سنگ پشت و جز آن که به اصطلاح حیوان شناسی رتیل گویند. (ناظم الاطباء). برساختهٔ دساتیر است. (حاشیهٔ برهان چ معین).
کلمات همقافیه با «گردشنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر