معنی گردسوز
5 بازدید
[ گِ ] (نف مرکب، اِ مرکب) قسمی لامپا که فتیلهٔ آن گرد است و بر گرد لوله برآمده. چراغ گردسوز که فتیلهٔ آن بر گرد استوانه ای پیچیده است و شعلهٔ مستدیر دارد. || سوزندهٔ گِرد (شهر). سوزندهٔ شهر: چغانی چو فرطوس لشکرفروز گهار گهانی گو گردسوز. فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ص ۹۱۹).
کلمات همقافیه با «گردسوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر