معنی گردزنخ
6 بازدید
[ گِ زَ نَ ] (ص مرکب) آنکه زنخ گرد دارد. آنکه چانهٔ او مدور است : زمانی که بی آن گردزنخ باشم ماهی است شبی کز بر آن خال جدا مانم سالی است. فرخی (دیوان چ عبدالرسولی ص ۳۹۹).
کلمات همقافیه با «گردزنخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نخ» برای سرودن شعر