معنی گردتاج
5 بازدید
[ گَ ] (اِ مرکب) گردانیدهٔ کباب که مرغ یا گوشت گوسپند و دیگر حیوانات در آب بجوشانند و میانش به ادویهٔ حاره برگردانیده کباب کنند. (الفاظ الادویه).
کلمات همقافیه با «گردتاج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر