معنی گردبازو
6 بازدید
[ گِ ] (ص مرکب) آنکه پری گوشت در وی بمثابه ای بود که پستی و گوی دست و پایش نمودار نباشد گویا آن را با چرخ خراط درست کرده اند. (آنندراج): سیه کوله و گردبازو منم گران کوه را همترازو منم.نظامی.[ گِ ] (اِخ) پادشاه مازندران پسر علی شهریار وفات او به محرم سال ۵۳۷ هـ . ق. بوده است. (حبیب السیر چ تهران ص ۳۶۵): و از خواجگان حبشی که مشیران ملک... بودند چون شریف الدین گردبازو و... همه حنفیان معتمد بودند. (کتاب النقض ص ۴۸۷).
کلمات همقافیه با «گردبازو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زو» برای سرودن شعر