معنی گردار
6 بازدید
[ گَ ] (نف مرکب) مبتلا به گر و جرب. مبتلا به خارش. (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «گردار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر