معنی گربهشو کردن
17 بازدید
[ گُ بَ / بِ کَ دَ ] (مص مرکب) چیزی را پاک نشستن. چیزی را ناتمام شستن. کثیف پاک کردن. با کمی آب شستن. گربه شور کردن. گربه شوری کردن.
کلمات همقافیه با «گربهشو کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر