معنی گرانبار کردن
6 بازدید
[ گِ کَ دَ ] (مص مرکب) سنگین کردن بار. ثقیل کردن حمل. وزین نمودن بار: بفرمود شه تا از آن خاک زرد شتربان صد اشتر گرانبار کرد.نظامی. || بسیار بارور شدن درخت : مهر تو بر دل من تا به جگر بیخ زده ست شاخها کرده بلند و بارها کرده گران.فرخی.
کلمات همقافیه با «گرانبار کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر