معنی گراته افتادن
5 بازدید
[ گِ تَ / تِ اُ دَ ] (مص مرکب) ژولیده شدن. شوریده شدن. - گراته در کاری افتادن؛ عایقی در آن پدید آمدن. رجوع به گراته شود.
کلمات همقافیه با «گراته افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر