معنی گراته
4 بازدید
[ گِ تَ / تِ ] (اِ) موانع و مشکلات پیاپی غیرمنتظر در پیشرفت کاری پیدا شدن. گراته در کاری افتادن در تداول عوام، گره، عقده، مانع، عایق و مشکلاتی در انجام کردن کاری پدید آمدن. اموری که مایهٔ تعویق مقصودی شود: نمیدانم این کار چقدر گراته دارد. رجوع به گراته افتادن شود.
کلمات همقافیه با «گراته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر