معنی گذرانیده
6 بازدید
[ گُ ذَ دَ / دِ ] (ن مف) طی شده. گذشته. سپری : حاصل عمر تلف کردهٔ ایام به لهو گذرانیده بجز حیف و پشیمانی نیست. سعدی.
کلمات همقافیه با «گذرانیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر