معنی گدازیدن
6 بازدید
[ گُ دَ ] (مص) گداختن. ذوب شدن. آب شدن : ز هیبت کوه چون گل می گدازید ز برف ارزیز بر دل می گدازید.نظامی.
کلمات همقافیه با «گدازیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر