معنی گدازان کردن
6 بازدید
[ گُ کَ دَ ] (مص مرکب) ذوب کردن چیزی را. حل کردن چیزی را. نیست کردن چیزی را: صورت سرکش گدازان کن ز رنج تا ببینی زیر آن وحدت چو گنج. مولوی (مثنوی چ علاءالدوله ص ۱۸ س ۱۵).
کلمات همقافیه با «گدازان کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر