معنی گدارو
5 بازدید
[ گَ / گِ ] (ص مرکب) گداروی. گدامنش. گداصفت : گر گدا گشتم گدارو کی شوم ور لباسم کهنه گردد من نوم. مولوی (مثنوی چ علاءالدوله ص ۴۵۲).
کلمات همقافیه با «گدارو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر