معنی گاو بهل
5 بازدید
[ بَ هَ ] (اِ مرکب) ارابه. گاو که اکثر بکار سواری آید، از عالم گهربهل که ارابهٔ اسبی است. و این در اصل هندی است: ملا فوقی یزدی به واو غیرملفوظ و سکون ها بسته و این نوعی از تصرف بود: خداوندا بگاو بهل قناعت زود بنشانم که تا چشمم بدان نبود که او گاو و غنم دارد و در ساقی نامه آمده است : بده می که تا حل شود مشکلم نشیند بگاو بهل عشرت دلم.(آنندراج). جفت گاوی که اَراده را میکشد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «گاو بهل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هل» برای سرودن شعر